نیازهای پنجگانه (به قول من) - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:00
هر انسانی نیاز به خدا و معبود دارد؛ هر انسانی نیاز به هدف و آرمان دارد؛ هر انسانی نیاز به مشاور و معتمد دارد؛ هر انسانی نیاز به همدل و همراه دارد و هر انسانی نیاز دارد که دوست بدارد و دوست داشته شود. اینها اقتضائات اوّلیّهی زندگی بشری است و کتمانپذیر و شوخیبردار نیست...
تجربه، نقطه سر خط ندارد - تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:42
من طاقت عذاب اضافه ندارم.. _ آروم بگیر، مرد!
شکستهنفسی یا آکبندیّت؟! - تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:42
از من احمقتر در جهان هست؟! عاقلی میگفت.
یادآر - تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:42
چیزی که مهم است این است که چه کسی یاد ما را زنده نگه خواهد داشت، نه تنها فردا که امروز...
فرار عمودی - تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:42
گاهی راه پس و پیش نیست، باید تیکآف کرد، نه بلکه باید پرواز کرد.. انرژی و روحیه داری؟!
شعله کوچک شمع - تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:42
یک دلگرمی کوچک حتی... میتوانست کار بزرگی کند..
ما سرباریم - تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:42
اگر سربازی با این شکل و اون هم به صورت اجباری ظلم به پسرها نیست پس چیه؟!...
الغیاث - تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:42
درد ما را نیست درمان الغیاث... کاش میشد با کسی درددل کنم، اما چه فایده...
حدیث دل - تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:42
ایکاش کسی واقعا بود.. ایکاش کسی واقعی بود.. ایکاش راهی برای حل این درد بود.. ایکاش حال و وضع اینگونه نبود.. ایکاش کسی برای درددل بود.. ایکاش این کابوس بود.. ایکاش پس از این بیداری بود.. ایکاش حرفم را
پاداش عشق - تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 20:14
یک چیزهایی رو اگر انسان بدهد برود هدر برود دلش شاید بسوزد ولی تاسف نخواهد خورد؛ آن مال رفت که رفت باکی نیست، مثلا.. اما اگر معاملهای با خدا کردی و به زعم خودت خالصانه کاری را انجام دادی، چون با اعتقا
همه چیز ناگهانی است.. - تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 20:14
نه راهی برای رفتن، نه کسی برای دلبستن، نه هدفی برای گذشتن و رسیدن و نه حرفی برای فهمیدن...
بحث خرکی، الکی - تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 20:14
شاید وقت آن رسیده که بگوییم "نمیدانم" و خودمان را از هر گونه بحث احمقانه و بیفایده به دور نگه داریم...
داستانک ۳ - تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 20:14
به خودت قسم که من خوشبخترینم.. ... باید برگشت؛ خواجهامیری
سرنوشت ضایع - تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 20:14
بر شاخ امید اگر بری یافتمی هم رشته خویش را سری یافتمی تا چند ز تنگنای زندان وجود ای کاش سوی عدم دری یافتمی؛ خیام من در کدام نقطه قرار دارم؟! آیا سرنوشتم را خراب کردم؟! آیا سرشتم را ضایع کردم؟! نمید
تویی دلیل بودن من - تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 20:14
از هر چه توبه کنم، از دوستداشتن تو هرگز... دوستداشتن تو، زیباترین دلیل بودن من است، البته نه، نه به زیبایی تو... توبهات از روزهایم عشقبازی را گرفتآه از آن زاهد که استغفار یادت داده است.. سجاد سامانی
عمرهای کوته بیاعتبار - تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 20:14
تازه دارد فهمم میشود چه بر سرم رفته است... اگر تمام اشعار ابتهاج و منزوی و شهریار را هم ممزوج کنم، باز هم کفاف دردهایم نمیشود... آنقدر دلگیرم که گویا جهان در برابر دلمرده است، به راستی مرگ واژه باشکوه
و - تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 20:14
آرمانی بزرگ، دنیایی کوچک... به راستی من برگزیده شدم برای این غم، من شایسته اندوهم...
خزان سرخ - تاریخ: 1398/1/11 ساعت: 11:20
گمان میکردم درست میشود، درست میکنم، به مرور، اما درست نشد درست نکردم.. فکر کردم درست میکنی، درست نکردی، درست نشد.. حال خدای من! مرا بکش که اینگونه زیستن جز ننگ و سختی چیزی ندارد... مسلمانان! نصارا! جه
در حال و هوای (رفاقت)XL - تاریخ: 1398/1/11 ساعت: 11:20
یکی از دوستان، عزیزان من خیلی وقته میگفت همدیگه رو ببینیم. خب یه چندباری قرار گذاشتیم به هرلحاظ کار براش پیش میومد نشد. میگفتم فلان روز خوبه، میگفت آره و باز نمیشد. بعد از اون من کارم گیر پیدا کرد، م
خرده حرف - تاریخ: 1398/1/11 ساعت: 11:20
گفتن این حرف شاید به منزله امضای حکم تکفیرم باشد اما میگویم. خدا را شکر میکنم که همیشه ایام دوستان رفیقان بسیار خوبی داشتهام، مشفق و مهربان و موفق و به دردبخور، خوشجنس و پاکنهاد و سر به تن بیارز...