نازکش - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 18:47
_ میدونی آخرین مرحله ناامیدی چیه؟ + شاید؛ ولی مطمئن نیستم چی میخوای بگی _ اینکه حتی از اینکه خدا هم نازت رو بکشه قطع امید کنی + چرا باید خدا نازمون رو بکشه؟ یعنی چیکار باید بکنه؟ _ اینکه فکر کنی تو خیلی معمولی تر از اونی که وجودت تو این دنیا چیزی رو عوض کنه + یعنی ما معمولی نیستیم؟ _ اگه معمولی بود
حزب ریح و راحه - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 18:47
از ابتدای ترم استرس این روزها رو داشتم... و روزهایی که هنوز نیامده.. همینجوری آرام آرام حسی در من نفوذ کرد و در پشت این ظاهر آرام موریانه هایی تمام حیثیت وجودم و بودنم را ذره ذره نوش جان میکنند... و وقتی چیزی را که ناخواسته از درون میدهی انگار خلایی در درونت پیدا میشود و تو در هم فشرده میشوی و قدت
●مصطفاییکههیچوقتبرگزیدهنشد... - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 18:47
"" من مصطفا، با شما با تمام شما ملت آرزومند و دردمند، با شما ای در آشفتگی و پریشانی دچار و سرشار، با شما ملت منِ عزیز سخن میگویم... شاید بتوانم بگویم پس از گذر چهار سال عمر و سرمایه زندگانی، دوباره بازگشته ام به چهار سال قبل؛ آرام و آرام و آرام و اندک و اندک؛ ولی این من، آن من چهار سال قبل نیست؛ زن
*خنک آن قمارباز - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 18:47
""... خدایا؛ ناامیدم کن ، خردم کن ، مرا به خاک سیاه بنشان... آنوقت اگر میخواستی و به صلاح بود دوباره زنده کن ، از نو بساز و روسفیدم کن ...
دیگه چی میخوای بشه؟ ها؟ برو به جهنم نکبت - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 18:47
حالم از خودم همتون تک تک تون به هم میخوره.. برید به جهنم به درک به نار سقر همین الان تف به منی که دلبسته محبت شما بودم.. بود و نبودتون از این پس هیچ فرقی نمیکنه همینطور که من بود و نبودم هیچ فرقی نمیکنه... کاش هویج بودم رنده میشدم تو سالادتون میرفتم لااقل زیر دندون مبارکتون من رو حس میکردین.هرچند از...
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 18:47
ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا / گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر ... این رو اون عزیز تا حالا چندبار خونده... تو اون برنامه کذایی پیش استادشون و عزیزم اون استاد عزیز ... والسلام
روابط اجتماعی دیپلماتیک - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 18:47
یعنی روابط محترمانه در عین صداقت و صمیمیت و حفظ حریم خصوصی ؛ تعبیر و تعریف خودساخته است... شنیدید میگویند در یک منطقه کشورهای همسایه از هم جدا نیستند و رشد و امنیت و اوضاع هر کدام نسبت به هم اهمیت دارد و موثر؟ حتی در این قرن بیست و یکم همه جوامع و کشورها با هم درارتباطند و این دنیا به عبارتی چون د
بلای بلاتکلیفی - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 18:47
عصری ه حالم بد بود، خواب آلودگی و بیحالی بعد از صرف ناهار به گونه ای عجیب بر من مستولی شد. گفتم ساعتی مگر بیاسایم... چه چیزهایی دیدم در همین مدت قلیل؛ اصلا این تصاویر این اتفاقات عجیب از کجا شکل میگیرد؟ خانه هایی با معماری بسیار زیبا و جالب و قدیمی؛ تصاویر نو از آدم ها محله ها و...خواب مبهمی بود؛ س
عاقبت - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 18:47
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
شانس الله - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 2:23
مادر پدربزرگم که مادر خطابش میکردند زنی سیاستمدار شوخ طبع و روشنی بوده؛ زنی مدیر و مومن...جملات قصاری از او نقل است؛ به طور مثال آنکه : مادر اگر ما شانس داشتیم اسممون شانس الله بود / یا: اونروزی که شانس رو تقسیم میکردند ما دنبال سنگ ترازو بودیم و ...
الحمدللآه - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
میگه الحمدلل آهههه... میگم بنده خدا اگه منظورت شکر کردن ه پس اون آه غلیظ تهش چیه؟ تو الحمدلله نگی نمیگن ناسپاسی کرده ؛ تو که روز و شبت کفران نعمت ه میخوای سبیل فرشته موکلت رو چرب کنی؟ این الحمدلله تو یعنی چیکار کنیم دیگه گیر کردیم؛ خدا دستت بالاست نم
یه کرم ه دیگه چیکارش کنم ... - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
گاهی میشه یه زمانهایی هست رویم به دیوار یه جوری میشم میخوام اون چیزا اون کلمات اون جملات شگرف و شگفت آور و ژرفی که تو دانشگاه یاد گرفتم رو به کار ببرم بگم؛ حالا به کی نسبت به کی مهم نیست فقط انگار یه چیزی پر میشه باید خالی بشه (بیشک ظرف دل منظور است
هرشب و روز - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
گمان میکنی تنها به موسم دیدنت از خود بیخود میشوم؟ کجایی ببینی که خیالم سرشار از توست؛ هربار که میخواهم از دست تو فرار کنم به بوی مویت آغشته تر میگردم؛ این دست پاچگی همیشگی است... میخواهم دوستت ندارم ، که تو یگانه زیبای من نباشی اما نمیشود ؛ من تا آخر
اوهام پاتخته ای - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
دیشب برای خودم فکر میکردم دقیقه ها و با خودم مباحثه و محاوره و حتی مجادله میکردم... درباب جبر و اختیار و مدلی که ترسیم کردم و اثبات و ردش را بررسی نمودم... حوصله نوشتن آنهمه حرف نیست فقط برای اینکه یادم نرود: مدل استاد و شاگرد گاهی آنقدر فکر در ذهنم
تک / پاتک - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
..."" تک "" : ۱) رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند ، چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند ۲) نسیم (برید (پیک) در نسخه ای )باد صبا دوشم آگهی آورد ؛ که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد ۳) بگذرد این روزگار تلختر از زهر ؛ بار دگر روزگار چون شکر آید ۴) غبار
طاق پر طمطراق / طاقت طاق / تکلیف ما لایطاق - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
"" دمی با غم بسر بردن جهان یکسر نمی ارزد ؛ به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی ارزدرقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتاب ، چه افتاد این سر ما را که خاک در نمی ارزد ...* زهی سجاده تقوی که یک ساغر نمی ارزد ... جناب حافظ"" از آمدنم نبود گردون را سود / وز رفتن من جاه و جلالش ( جلال و جاهش ) نفزود وز هیچ ...
لکنت در انزوا / عشق بی پروا - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
دیروز سالگرد وفات کسی بود که به سلطان غزل معاصر شناخته میشود؛ جناب مستطاب عالیمقام سلطان حسین منزوی ... : اما تو را ای عاشق انسان کسی نشناخت ... به نظر من او به حق استاد مضمون پردازی است و هم چنین قافیه سازی (برای کسانی چون من خواندن اشعار او از حیث
وجود مشوش / مرگ زندگی وش / سایه منقش - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
چه شوق و اشتیاق ، چه ترس و چه یاس ، چه امید خیال انگیز ،چه عشق و چه نفرت ، چه گذشنه و چه آینده ، همه و همه یک نتیجه را دوست دارند : اینکه خواب به چشمانت نیاید و بیداری هم چنان سقف بی انتهای آسمان را به بستر پاره وجود مشوشت بدوزد... (حتی خستگیهای آغشته ای هستند که همانطور که بدن در حالت اضمحلال میرود...
آقای گلبرگیان - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
میگفتند تئاتر خوانده ؛ انصافا هنرمند بود ؛ حرکاتی که در حرکت دستانش و قر بدنش انجام میداد بچه ها را بر این داشته بود که چون او این حرکات را انجام دهند ؛ در نمازخانه بعد از نماز برایمان داستان میگفت ؛ داستانهایی خودپرداخته و همراه با تقلید صدا ؛ حتی ج
مستقیم الی اوت - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 2:23
میگفت به خدا بعضی هاتون یه طوری هستین که اگه پاسخنامه هم بهتون بدم از روی اون جوابا رو وارد کنید باز هم رد میشید... یعنی دروازه خالی رو میزنی تو اوت دیگه بعد اونوقت میخوای بری جام جهانی؟...